... و سایر اتفاق های خوب(:

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

هر کدام یک طرف ولو شده ایم. بعد از ناهار است .من هستم و پسرهایم. امروز برنج قهوه ای درست کردم با کلی زعفران و خلال به و زیره و کمی روغن محلی  و ماهیچه.من از برنج قهوه ای تشکر میکنم که یک قاشق حتی بیشتر خوردنش دل درد می آورد.

از دیروز دارم به این فکر میکنم که چرا سیستم زندگی مثل فیلم های صداو سیما آبکی و پینوکیویی نیست؟ یعنی چرا دماغ بعضی ها دراز نمی شود؟ چرا واقعا؟

من برای پسرها لباس یک شکل خریدم و الکی الکی میتوانم تا سه روز لااقل خیلی خوشحال باشم.

فردا کلاس پرانا دارم.کلاسی است مربوط به انرژی حیاتی و رابطه اش با تنفس.از آموزه های یوگاست.

امشب منزل یکی از دخترهای فامیل روضه ی حضرت فاطمه دعوتیم و یکی از اهدافم دیدن باقی دخترهایی است که با هم گروه اینستاگرامی داشتیم. من هرچقدر فکر میکنم میبینم حذف اینستاگرام کار درستی است گرچه حتی خانم دکتر مهربان هم به رویم آورد که برگرد اینستا منتها چشم و ذهنم را خیلی احتیاج دارم بعد مغزم پوک شده بس که میزان کتاب غیر درسی خواندنم کم شده است.کتاب بخوانم به جایش.

دختردایی دارد عروس می شود _خوب عروس می شود_و من هورا هستم بابتش.دیشب ساعت ده خبردارشدم  و خدا را شکر که روز آن همه بد و بیحالم با خبر خوش تمام شد.به روح الله چیزی نگفتم.شما هم مثل من در خبردادن خسیس هستید؟  من که خیلی زیاد.


نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 1:08
برچسب‌ها :